غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

8

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

طبع شكر افشانش بنظم اين ابيات لطافت آيات زبان بيان بگشاد قطعه نعمت اللّه جان بجانان داد و رفت * بر در ميخانه مست افتاد و رفت كل شيئ هالك الا وجهه خواند * بر دنياى بىبنياد رفت چون نداى ارجعى از حق شنيد * زنده‌دل در عشق او جان داد و رفت نعمت اللّه دوستان يادش كنيد * تا نپندارى كه رفت از ياد رفت مولانا نور الدين لطف الله المشتهر بحافظابرو در سلك اعاظم اصحاب انشا و تصنيف و اكابر ارباب انشاد و تاليف منتظم بود و آن جناب هروى المولد است اما در همدان نشوونما يافته تحصيل نمود و حضرت صاحبقران امير تيمور كوركان نسبت به آن فاضل عاليشان التفات بسيار داشت و همواره او را در مجالس خاص طلبيده همت عالىنهمت بر استرضاء خاطرش ميگماشت و جناب مولوى بعد از فوت آنحضرت بملازمت سدهء سنيه شاه‌رخيه شتافت و پرتو التفات شاهزاده پسنديده صفحات احوالش تافت و آن جناب زبدة التواريخ بايسنقريرا كه مشتملست بر وقايع و حوادث عالم و چگونگى احوال و اوضاع طبقات بنى آدم در آن زمان فرخنده‌نشان تاليف نمود و معظم وقايع ربع مسكون را بر سبيل تفصيل تا شهور سنه 829 در آن كتاب افادت آياب درج فرمود بيت چو حافظ سخن را بدينجا رساند * سپهرش بساط سخن برفشاند تاريخ وفات و موضع انتقال حافظابرو از دار ملال درين بيت كه نوشته مىشود مذكور است بيت بسال هشتصد و سى و چهار در شوال * وفات حافظابرو به شهر زنجان بود مولانا ركن الدين محمد الخوافى جامع فنون صورى و حاوى علوم معنوى بود و سال‌ها در دار السلطنه هراة بدرس و افاده قيام و اقدام مىنمود علما و اشراف خراسان آستان فضيلت‌آشيانش را مرجع و ملاذ ميدانستند و امرا و اركان دولت خاقان عاليشان بصحبت شريف آن وحيد زمان تيمن و تبرك ميجستند و جناب مولوى در ايام شباب و اوان جوانى عزم گذاردن حج اسلام فرموده از خراسان بعراق و فارس خراميد و روزى چند در شيراز كه در آن زمان مقر اعزاز پادشاه جهانمطاع جلال الدين شاه شجاع بود ساكن گرديد و شاه شجاع كه در آن اوان فرمانفرماى شيراز بود بملاقات آن جناب بسيار ميل كرد و چند نوبت استدعاء حضورش فرموده لوازم تعظيم بجاى آورد و مولانا بلطايف - الحيل رخصت حاصل نموده بحجاز شتافت و بكرات حج اسلام گذارده شرف زيارت روضه منورهء حضرت خير الانام عليه الصلاة و السلام دريافت و چون از آن سفر مبارك بازگشته بخراسان رسيد ديگر آمد شد مجلس هيچيك از سلاطين نه‌پسنديديده وفات آن جناب در 27 شوال سنه اربع و ثلثين و ثمانمائه روى نمود و آنصورت در ظاهر بلدهء فاخره هراة بقريه عوزه و دروازه واقع بود . خواجه ابو الوفاء خوارزمى بتكميل علوم ظاهرى و باطنى موفق گشته و از مبادى ايام جوانى تا اواخر هنگام زندگانى در طريق صوفيه سلوك مينمود از نتايج طبع شريفش در علم توحيد چند رساله را مشهور است و بعضى از رباعيات بلاغت آياتش